شصت روز اول یک پروژهٔ سئو؛ ترتیب واقعی کار

امید بداق عمومی بدون دیدگاه ۱۲ دقیقه مطالعه

این صفحهٔ ستون خوشهٔ «کسب‌وکار سئو و حرفه» است. بیشتر نوشت‌های این حوزه، از «تحقیق کلمات کلیدی» شروع می‌شوند. در عمل، اولین کار درست، چیزی است که کمتر درباره‌اش نوشته می‌شود: ثبت وضعیت موجود، به‌گونه‌ای که شش ماه بعد بتوانی بگویی چه چیزی عوض شده و چه چیزی نه.

بدون خط‌پایه، هر نتیجه‌ای قابل‌تفسیر است. کارفرما می‌پرسد «چقدر بهتر شدیم؟» و اگر دادهٔ اولیه نداشته باشی، جوابت روایت است نه اندازه‌گیری. روایت، در جلسهٔ دوم رد می‌شود و اعتماد را می‌شکند.

روزهای یک تا هفت: دسترسی، خط‌پایه، و فهرست مانع‌ها

دسترسی‌ها را رسمی بگیر. سرچ کنسول، تحلیلگر وب، پنل هاست، دیتابیس، و حساب‌های کاربری با نقش لازم. این کاری است که اگر در هفتهٔ اول انجام نشود، شش هفتهٔ بعد را با سطح دسترسی پایین و گزارش ناقض سپری می‌کنی. هر دسترسی را در یک سند بنویس: چه کسی، چه نقشی، برای چه کاری.

خط‌پایه بگیر. چهار عدد، به همین ترتیب اهمیت:

کل نمایش و کل کلیک در بازهٔ صد و هفتاد و پنج روز گذشته، تفکیک‌شده بر اساس نوع صفحه. فهرست پرس‌وجوهایی که سایت برای آن‌ها نمایش داشته ولی کلیک نگرفته. شمار صفحه‌های ایندکس‌شده در برابر صفحه‌های ارسال‌شده در نقشهٔ سایت. و وضعیت فنی: خطاهای خزش، ریدایرکت‌ها، و صفحه‌های بسته.

اگر این چهار عدد را نداری، پروژه را شروع نکن؛ اول بگیرشان. این کار دو ساعت وقت می‌برد و پایهٔ کل گزارش‌های بعدی است.

فهرست مانع‌ها را با اولویت بنویس. سه سطح: مانعی که جلوی ایندکس را گرفته، مانعی که سرعت را خراب کرده، و مانعی که فقط «بهتر بود». سط اول را همین هفته حل کن؛ بقیه را در برنامه بگذار.

یک نکتهٔ اخلاقی که به نفع خودت است: از کارفرما بخواهد که انتظار عددی را مکتوب کند. «رتبه یک در سه ماه» را هیچ‌وقت نپذیر؛ به‌جایش بگو چه چیزی را اندازه می‌گیری و در چه بازه‌ای. این جمله، در پروژه‌هایی که شکست می‌خورند، تفاوت بین قرارداد منفسخ و قرارداد تمدیدشده است.

روزهای هشت تا بیست: فنی را ببند، چون محتوا بدون آن بی‌فایده است

تا صفحه‌ها درست خزش و ایندکس نشوند، تولید محتوا یعنی نوشتن برای هیچ‌کس. این دو هفته را روی همین بگذار:

نقشهٔ سایت و robots.txt را راستی‌آزمایی کن. نقشهٔ سایت باید صفحه‌های واقعی و بدون خطا را شامل شود، نه مسیرهای ریدایرکت یا صفحه‌های با برچسب noindex. اگر چند نقشهٔ سایت داری و فقط یکی در سرچ کنسول ثبت شده، احتمالاً بقیهٔ محتوایت کشف نمی‌شوند.

مسئلهٔ نسخه‌های تکرادی را حل کن. http در برابر https، با و بدون www، با اسلش انتهایی و بدون آن، و پارامترهای صفحه‌بندی. هر کدام از این‌ها می‌تواند ارزش لینک‌ها را بشکند. راه‌حل، canonical درست و ریدایرکت تمیز است؛ نه هر دو با هم به‌صورت تصادفی.

ساختار لینک داخلی را نگاه کن. صفحه‌های مهم باید از جای مهم قابل‌دستیاب باشند. اگر صفحه‌ای فقط از طریق نقشهٔ سایت لینک دارد، عملاً یتیم است. شمار صفحات یتیم را در همین مرحله دربیار؛ این عدد، یکی از بی‌سروصداترین مشکلات سایت‌های پُرنوشته است.

سرعت را اندازه بگیر، ولی در حد مانع‌زدایی. لازم نیست در هفتهٔ دوم همه‌چیز را بهینه کنی؛ کافی است موانع بزرگ را پیدا کنی: تصویر هم‌اندازه‌نشده، اسکریپتی که صفحه را بلاک می‌کند، کش صفحهٔ خاموش، یا افزونه‌ای که در هر درخواست تماس بیرونی می‌زند.

و فراموش نکن: امنیت و پایداری. صفحه‌های خطا، محتوای مخلوط امنیتی، و دسترسی‌های باز، در نگاه اول بی‌ربط به سئو به نظر می‌رسند؛ ولی هر کدام می‌توانند کل پروژه را متوقف کنند.

روزهای بیست و یک تا چهل: نقشهٔ کلمه به صفحه و تصمیم محتوا

حالا وقت تولید است، اما نه به شکلی که در تقویم‌های محتوایی رایج است.

فهرست پرس‌وجوها را گروه‌بندی کن. سه دسته: پرس‌وجوهایی که سایت تو برایشان صفحه دارد و رتبهٔ بد دارد، پرس‌وجوهایی که صفحه ندارد، و پرس‌وجوهایی که صفحه‌اش را اشتباه هدف گرفته. برای هر گروه، حرکت متفاوت است: بازنویسی، تولید، یا تغییر کلمهٔ هدف.

هر کلمهٔ هدف را به یک صفحه وصل کن. این کار، یک جدول ساده می‌خواهد؛ ولی اگر در سایت تو بیش از صد نوشته وجود دارد، همین جدول یک هفته طول می‌کشد. ارزشش این است که مانع رقابت داخلی می‌شود: دو صفحهٔ هم‌کلمه، هر دو را می‌سوزاند.

تولید یا بازنویسی را با داده انتخاب کن. حرکت ارزان‌تر معمولاً رفرش صفحه‌های موجود است. صفحه‌ای که قبلاً رتبه داشته و الان افت کرده، بیشتر از صفحهٔ تازه شانس دارد؛ چون اعتبار پیشین، لینک‌های موجود و تاریخچه‌اش را دارد. این موضوع مقالهٔ جداگانه‌ای در همین خوشه دارد.

قبل از نوشتن، نیت را بررسی کن. برای هر کلمهٔ هدف، ده نتیجهٔ اول را ببین. اگر همهٔ آن‌ها راهنمای بلنداند و تو می‌خواهی یک تعریف پانصد کلمه‌ای بنویسی، با کلمهٔ هدف درتقابل می‌روی؛ نه با رقیب. نیت را عوض کن یا کلمه را.

خوشه‌ها را تعریف کن. برای هر حوزهٔ اصلی، یک ستون و چند عضو. ستون نقشه می‌دهد و اعضا پاسخ مشخص. اگر این ساختار را قبل از تولید مشخص نکنی، ماه چهارم با مجموعه‌ای از نوشته‌های جزیره‌ای روبه‌رو می‌شوی و خوشه‌سازی، به بازنویسی سنگین تبدیل می‌شود.

روزهای چهل و یک تا شصت: اجرا، اولین گزارش، و چرخه

اجرا را کوچک نگه دار. در این فاز، دو تا سه صفحه یا بازنویسی، با لینک داخلی کامل، منتشر می‌شود. سرعت پایین‌تر از آن چیزی است که کارفرما انتظار دارد؛ و این عمدی است. اگر قرار باشد چیزی غلط از کار دربیاید، در مقیاس دو صفحه دیده می‌شود نه در مقیاس پنجاه صفحه.

اولین گزارش ماهانه را بساز. سه عدد همیشه باشد: نمایش، کلیک، و صفحه‌های ایندکس‌شده. سپس یک جدول برای تغییرات انجام‌شده و یک جدول برای برنامهٔ ماه بعد. یک نکتهٔ تجربه‌شده: کارفرما از نمودار نتیجه نمی‌گیرد، از پیوند «چه کاری انجام شد» به «چه عددی تکان خورد» نتیجه می‌گیرد. گزارشی که این پیوند را نداشته باشد، در جلسهٔ بعد سؤال برمی‌انگیزد.

چرخهٔ پایش را روشن کن. هر هفته یک نگاه به سرچ کنسول برای پرس‌وجوهای تازه. هر ماه یک بار بررسی سلامت فنی: خطای خزش، صفحه‌های یتیم تازه، و ریدایرکت‌های شکسته. هر سه ماه یک بار بازبینی نقشهٔ کلمه به صفحه.

و یک کار که کمتر انجام می‌شود: فهرست «انجام نمی‌دهیم». در همان دو ماه اول، چند فرصت را رد می‌کنی. آن‌ها را بنویس و دلیلش را. این فهرست، هم از بازگشت دوبارهٔ بحث‌های حل‌شده جلوگیری می‌کند هم در جلسهٔ تمدید قرارداد، نشان می‌دهد تصمیم‌ها آگاهانه بوده‌اند.

اشتباه‌هایی که در شصت روز اول پروژه را خراب می‌کنند

شروع با تولید محتوا. جذاب‌ترین کار، و بی‌فایده‌ترین کار اگر مانع فنی باشد.

نگرفتن خط‌پایه. بدون آن، هیچ ادعایی در ماه ششم قابل‌دفاع نیست.

تغییر بزرگ و ناگهانی در ساختار. جابه‌جایی مسیرها، تغییر دسته‌ها، و حذف انبوه صفحه‌ها در هفتهٔ دوم. اگر ساختار لازم دارد عوض شود، مرحله‌ای عوض کن و عدد را دنبال کن.

قول عددی دادن. رتبهٔ قطعی، ترافیک تضمینی. این قول‌ها نه تنها بی‌پایه‌اند، در بازار ما نشانهٔ غیرحرفه‌ای بودنند.

بی‌توجهی به کسب‌وکار. سئو در خدمت درآمد است. صفحه‌ای که ترافیک می‌آورد و به فروش تبدیل نمی‌شود، پروژه را جلو نمی‌برد؛ و کارفرما این را زودتر از تو می‌فهمد.

کار بدون ثبت. هر تغییر بدون تاریخ و عدد، ماه بعد به مجادله تبدیل می‌شود.

هزینه و زمان واقعی؛ عددی که در قراردادها گفته نمی‌شود

بیشترین تنش در پروژه‌های سئو از یک جای ساده می‌آید: توافق نبودن روی «چقدر کار» و «چقدر طول می‌کشد». این اعداد را پیش از شروع صادق بگو، وگرنه ماه سوم به مجادله می‌رسی.

برای یک سایت متوسط با حدود دو صد صفحه، تخمین واقع‌بینانهٔ من از شصت روز اول:

دسترسی‌ها و خط‌پایه: دو تا چهار روز کاری. شامل خواندن گزارش‌ها و نوشتن سند اولیه. این مرحله کوتاه است ولی اگر کسی انجامش ندهد، بقیهٔ پروژه پایهٔ عددی ندارد.

رفع مانع فنی: یک تا سه هفته، بستگی به این دارد که دسترسی به هاست داری یا نه. اگر مانع در سطح وب‌سرور یا دیتابیس باشد و تو به پنل دسترسی نداشته باشی، زمان به انتظار پاسخ میزبان یا تیم فنی مشتری تبدیل می‌شود. این انتظار را از اول در برنامه بنویس؛ یکی از رایج‌ترین دلایل تأخیر پروژه‌ها، همین است.

نقشهٔ کلمه به صفحه: یک تا دو هفته. در سایت‌های بزرگ‌تر، این مرحله طولانی‌ترین بخش شصت روز است؛ چون هر صفحهٔ موجود باید خوانده شود تا معلوم شود با چه نیتی نوشته شده و آیا آن نیت درست بوده.

انتخاب صفحه‌های نامزد رفرش: یک هفته. از فهرست پرس‌وجو و از تاریخچهٔ رتبه، فهرست نامزدها می‌آید.

تولید یا بازنویسی: برای هر صفحهٔ فنیِ مبتنی بر تجربه، چند ساعت تا یک روز کامل. این عدد، همان جایی است که قول‌های «هفته‌ای ده مقاله» می‌شکنند.

اگر این جمع‌ها را روی کاغذ بیاوری، می‌بینی در شصت روز، تعداد معقولِ صفحه‌های تازه یا بازنویسی‌شده، چیزی در حدود چهار تا هشت صفحه است، نه سی صفحه. و این برای یک پروژهٔ سالم، کافی و درست است.

با کارفرما دربارهٔ سرعت نتیجه چطور صحبت کرد

در هفته‌های اول، معمولاً این سؤال می‌آید: «چرا هنوز چیزی عوض نشده؟» جوابی که واقعاً کار می‌کند، سه بخش دارد:

یک: آنچه اندازه گرفتیم و نگه داشتیم. نشان بده که خط‌پایه ثبت شده و عدد در حال پایش است. این، حس کنترل می‌دهد.

دو: آنچه درست کردیم که کاربر نمی‌بیند. صفحه‌ای که از ایندکس خارج بوده و برگشته، مسیر شکسته‌ای که درست شده، یا لینک داخلی که ستون را به خوشه وصل کرده. این‌ها نتیجهٔ عددی فوری ندارند ولی پیش‌شرط هر نتیجهٔ بعدی‌اند.

سه: آنچه در بازهٔ بعد اندازه خواهد شد. یک تعریف مشخص و کوچک؛ مثلاً «روی این سه صفحه، کلیک را در چهار هفته مقایسه می‌کنیم». تعریف کوچک، قابل‌پیگیری است؛ وعدهٔ بزرگ، فقط فشار تولید می‌کند.

کاری که نباید کرد: برای پر کردن سکوت، عدد تزئینی گزارش کرد. شمار کلمات نوشته‌شده، شمار لینک‌های داخلی اضافه‌شده، و نمرهٔ ابزارهای آزمایشگاهی، هر سه می‌توانند بدون هیچ اثر واقعی بالا بروند. اگر این‌ها تنها خروجی گزارش تو باشند، کارفرما هم زودتر از تو می‌فهمد که چیزی عوض نشده است.

یک نمونهٔ عددی، برای اینکه ترتیب را باور کنی

این بخش را عمداً با اعداد خودم پر نمی‌کنم؛ عدد بی‌منبع، همان چیزی است که خواننده حرفه‌ای را بی‌اعتماد می‌کند. عوض آن، الگویی را می‌گویم که در چند پروژهٔ فارسی‌زبان تکرار شده و جای عددگذاری‌اش، جای خالی می‌گذارم تا با دادهٔ خودت پرش کنی:

الگوی اول: مانع ایندکس، بزرگ‌ترین سود بی‌محتواست. در سایتی که چند صد نوشته دارد، معمولاً تعدادی صفحه در نقشهٔ سایت هستند ولی ایندکس نشده‌اند. علت‌های پرتکرار: ریدایرکت حلقوی، canonical که به صفحهٔ دیگری اشاره می‌کند، نقشهٔ سایتی که مسیرهای حذف‌شده را حمل می‌کند، یا صفحه‌ای که با برچسب noindex متولد شده. اینها را که درست کنی، بدون یک کلمهٔ تازه، شمار صفحات ایندکس‌شده بالا می‌رود.

الگوی دوم: صفحه‌های نمایش‌دارِ بی‌کلیک، ارزان‌ترین برنده‌ها هستند. فهرست پرس‌وجوهایی را که برای آن‌ها نمایش داری و کلیک نمی‌گیری، مرتب کن. معمولاً تعدادی صفحه در پوزیشن‌های میانی هستند که محتوایشان درست است فقط پاسخ را دِیر می‌گوید یا عنوانشان با نیت جستجو نمی‌خواند. رفرش همین‌ها، سریع‌تر از نوشتن مقالهٔ تازه نتیجه می‌دهد.

الگوی سوم: لینک داخلی، عدد را تکان می‌دهد نه متن را. صفحه‌ای که از ستون درست لینک بگیرد، معمولاً در نمایش و کلیک جابه‌جا می‌شود؛ چون هم خزش بهتر می‌شود هم کاربر مسیر پیدا می‌کند.

جدولی که باید خودت پر کنی، پیش از شروع و پس از شصت روز:

| سنجه | پیش از کار | پس از شصت روز | منبع عدد | |—|—|—|—| | صفحات ایندکس‌شده | | | سرچ کنسول ← صفحات | | صفحه‌های ارسال‌شده ولی بی‌کلیک | | | سرچ کنسول ← پرسش‌ها | | میانگین پوزیشن صفحه‌های هدف | | | سرچ کنسول | | کلیک از صفحهٔ ستون به اعضا | | | تحلیلگر ← مسیر کاربر | | شمار صفحهٔ یتیم | | | خزش ساختاریافته |

اگر این جدول را در روز اول پر نکنی، در روز هفتادوم هم نمی‌توانی چیزی را اثبات کنی؛ و پروژه‌ای که اثبات نداشته باشد، در جلسهٔ تمدید قرارداد، جایگاهش را به کسی می‌بازد که عدد دارد.

چک‌لیست شصت روزه، به‌ترتیب اجرا

۱. دسترسی‌ها مکتوب و تست‌شده. ۲. خط‌پایه در چهار عدد: نمایش، کلیک، ایندکس‌شده، و مانع‌های فنی. ۳. نقشهٔ سایت، فایل دستورات خزش، canonical و ریدایرکت‌ها راستی‌آزمایی شوند. ۴. شمار صفحات یتیم بیرون بیاید و برای هر کدام یک ورودی تعیین شود. ۵. جدول کلمه هدف به صفحه ساخته شود؛ بدون تکرار. ۶. نامزد رفرش از دادهٔ سرچ کنسول انتخاب شود، نه از حدس. ۷. خوشه‌ها و ستون‌های هر حوزه مشخص شوند. ۸. چهار تا هشت صفحه، با لینک داخلی کامل، منتشر شود. ۹. اولین گزارش با پیوند «کار انجام‌شده» به «عدد جابه‌جا‌شده» نوشته شود. ۱۰. فهرست آنچه عمداً انجام نشد، ثبت شود. ۱۱. چرخهٔ هفتگی، ماهانه و فصلی روشن باشد. ۱۲. انتظار عددی قرارداد، بازبینی و در صورت لازم اصلاح شود.

اگر این دوازده مورد در شصت روز انجام شد، پروژه پایه دارد. اگر نشد و به‌جایش بیست مقاله منتشر شد، احتمالاً در ماه ششم همان بحث‌های ماه اول را، با دادهٔ نامطمئن، دوباره داری.

جمع‌بندی

شصت روز اول، زمان اثبات نیست؛ زمان ساختن زیرساخت تشخیص است. هفته‌های اول صرف دسترسی، خط‌پایه و حذف مانع فنی می‌شود؛ هفته‌های میانی صرف نقشهٔ کلمه به صفحه و تصمیم رفرش یا تولید؛ و هفته‌های آخر صرف اجرای کوچک و اولین گزارش قابل‌دفاع.

اعضای این خوشه جزئیات هر مرحله را باز می‌کنند: چک‌لیست سئو تکنیکال، گزارش ماهانه‌ای که کارفرما بفهمد، قیمت‌گذاری و قرارداد بدون وعدهٔ رتبه، و تصمیم استخدام یا برون‌سپاری. و دو ستون دیگر، فنی و محتوایی، همین جا به پروژه وصل می‌شوند: سرعت وردپرس با اندازه‌گیری، و مرزهای محتوای انبوه.

مقالبی بخوانی

من متخصص سئو که عاشق اینه به کسب‌وکارها کمک کنه تو گوگل دیده بشن!از وردپرس گرفته تا سئو، هرچیزی که برای رشد آنلاین نیاز داری میتونم کمکت کنم.

دیدگاه خود را بنویسید